عبد الحسين بينش

32

نگاهى نو به جنگهاى صليبى ( فارسى )

با وجود اين آثار و بناهاى كهن تاريخى ، امروزه هر بيننده‌اى در بيت المقدس در خواهد يافت كه اين شهر به مسلمانان فرهنگ دوستى تعلق دارد كه دوران حضور و استقرارشان به صدها سال پيش از صهيونيستها باز مىگردد . تاريخ كهن اين بناها بىريشگى صهيونيستها را تأييد مىكند و خود آنها نيز با ديدن اين معماريهاى كهن و پر رمز و راز احساس حقارت و زبونى مىكنند . شايد هم به همين دليل در خلال جنگهاى گوناگون اقدام به ويران سازى برخى از آن بناها كرده‌اند . از جمله در سال 1348 ه / 1969 م مسجد الاقصى را به آتش كشيدند وبسيارى از آثار با ارزش آن مثل منبر صلاح الدين رانابود ساختند . نكتهء ديگر اينكه به پيشنهاد هرتزل ، كشور اسرائيل بايد « در يك فضاى خالى باشد » . به راستى آيا وجود اين همه آثار و ابنيه باستانى نشان چيست ؟ در كداميك از شهرهاى دنيا كه به اندازهء بيت المقدس وسعت و قدمت دارند ، آثار و ابنيه بيشترى وجود دارد كه اين منطقه را خالى از سكنه معرفى كنيم ؟ آيا اين همه اثر و بنا نشان عمران و آبادى مناطق پيرامون بيت‌المقدس نيست ؟ چه كسى بايد قضاوت كند ؟ تاريخ يا صهيونيستها ؟ روشن است كه در قضاوت صهيونيستى ، ساكنان بومى و خاندان پر سابقه و ريشه دار ساكن بيت المقدس انسان به حساب نمىآيند ! يكى از زيباترين تعبيرها و رساترين تحليلها را دربارهء منزلت بيت المقدس در نزد مسيحيان ، يهوديان و مسلمانان ، پروفسور روژه گارودى دارد كه مىنويسد : والاترين لحظات سه مذهب بزرگ آسمانى در اورشليم به يكديگر مىپيوندد : لحظهء فداكارى ابراهيم ، كه مظهر پايه گذارى ايمان است ، از عقل و اخلاق فراتر مىرود و به آنها نسبيت مىبخشد و ميان يهوديت ، مسيحيت و اسلام مشترك است . لحظهء مرگ و بازگشت مسيح به زندگى و لحظهء معراج حضرت محمد ( ص ) از همان نقطه كه قرآن كريم همانند تورات ، آن را محل فداكارى ابراهيم مىشناسد و به طور مساوى مورد احترام يهوديان و مسيحيان است . مسلمانان پيش از آنكه به سوى مكّه - كه خود نيز به سنت ابراهيم مربوط است - نماز گزارند ، به طرف بيت المقدس نماز مىخواندند . بدين قرار بيت المقدس براى يهوديان همچون مسيحيان و مسلمانان در حكم يك « مكان مقدس » مذهبى بوده كه نماز و عبادت همه به سوى آن انجام مىشده است . براى سه مذهب